

عیسی کیست؟
کلماتی که دنیا را تغییر دادند
او کتابی ننوشت، با این حال سخنان او معیار طلایی برای اخلاق، شفقت و عدالت در سطح جهانی است.
رحمت بر قضاوت
بخشش قلب را عمیق تر از آنچه انتقام می توانست بهبود می بخشد.
افتخار یافت شده در سرویس
رهبری کردن یعنی خدمت به نیازهای دیگران قبل از نیازهای خود.
پاکی قلب
خدا از اعمال ظاهری ما به مقاصد واقعی قلب می نگرد.
"خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا آنها فرزندان خدا خوانده خواهند شد."
سنگ بنای تاریخ
زمان خودش
تقویم جهانی سال های خود را حول زندگی او متمرکز می کند و تاریخ قبل و بعد از وجود او را مشخص می کند.
خیریه و مراقبت
مفاهیم مدرن حقوق بشر جهانی و خیریه نهادی از آموزه های او در مورد ارزش فرد سرچشمه می گیرد.
دسترسی جهانی
علیرغم اینکه هرگز از زادگاهش دور نبود، جنبش او رشد کرد و یک سوم جمعیت امروز جهان را در بر گرفت.
چگونه یک انسان شکسته می تواند در برابر خدای مقدس بایستد؟
"ببینید خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد." سوره 2:190
ارکان ایمان
ما زندگی خود را بر ستون های ایمان، نماز و انضباط بنا می کنیم. اینها تقدیم های شریف و خالصانه به حق تعالی است.
با این حال در پرتو قدس - مقدس و مطهر مطلق - ما نه تنها تلاش خود را، بلکه شکنندگی خود را درک می کنیم. ما فقط شورشیان نیستیم. ما ناقص هستیم
نور القدس
بهترین اعمال ما مانند شمعی است که در برابر خورشید نگه داشته شده است. زیباست، اما آیا پل زدن این فاصله بی نهایت کافی است؟
انبیا رحمتی را زمزمه کردند که عدالت را برآورده می کند.

خداوند هرگز بشریت را بدون شاهد رها نکرده است. در طول اعصار، پیامبرانی را با نشانه های روشن و ترازو فرستاد تا مردم به عدالت قیام کنند.
این صداها آمادهسازی بودند—فصلهایی در یک داستان. آنها به لحظه ای قطعی اشاره کردند که خود کلمه به سکوت پاسخ می دهد. اکنون از روی پل از وعده تا تحقق می گذریم.
خدا صحبت کرد ما گوش نکردیم.
قبل از اینکه مسیح روی زمین راه برود، سایه او در طول قرنها فرود آمد. صدای پیامبران تصادفی نبود. آنها یک گروه کر واحد بودند که راه را آماده می کردند.
1400 قبل از میلاد: وعده به موسی (موسی - قانونگذار)
"من پیامبری مانند تو از میان برادرانشان برای آنان برانگیختم. حرف هایم را در دهانش می گذارم."
خداوند به پیامبری مانند موسی از میان «برادران»شان وعده داده است. این وعده یک میانجی عهد جدید بود که با اقتدار مستقیم خدا صحبت خواهد کرد - شخصیتی که وفاداران منتظرش بودند.
700 قبل از میلاد: خدمتکار رنجور (اشعیا - پیامبر چشم عقاب)
"او به خاطر گناهان ما سوراخ شد، او برای گناهان ما درهم شکست. عذابی که ما را به آرامش رساند بر او بود."
قرنها قبل از مصلوب شدن، اشعیا مرگ مسیح را با جزئیات واضح توصیف کرد. پیش بینی می شد که او طرد شود، در برابر متهمان سکوت کند و در مقبره یک مرد ثروتمند دفن شود. او مجازات ما را تحمل خواهد کرد.
1 در 100,000,000,000,000,000
این تصادفی نیست؛ نیت الهی است خداوند نشانه های خاصی داد تا زمانی که مسیح آمد، او به طور غیر قابل اشتباه شناخته شود. هیچ شخصیت دیگری در تاریخ از دروازه این پیشگویی ها عبور نکرده است. عیسی تک تک آنها را، نه به صورت تصادفی، بلکه از روی نقشه، به انجام رساند.
بیشتر از یک پیامبر
پیامبری راه را به سوی خدا نشان می دهد. عیسی کارهای بیشتری انجام داد—او ادعا کرد که خود راه است. اقتدار او از هر رسولی بیشتر است.
کلیمات الله
کلام خدا
عیسی فقط یک پیام آور با کتاب نیست. او پیام است. او کلام خدا است که به شکل انسانی مکشوف شده است - خدا در نهایت و شخصاً با ما صحبت می کند.
الرحمن
رحمت
عیسی رحمت خدا را در عمل مجسم کرد. او بیماران را شفا داد و گناهکاران را بخشید، اما رحمت او هرگز از حقیقت جدا نشد. او آمد تا ما را از قضاوتی که سزاوار آن هستیم نجات دهد.
پادشاه برخاسته
پیروزی بر مرگ
هر پیامبر دیگری در قبر خوابیده است. عیسی به تنهایی از مردگان برخاست. این رستاخیز حجت الهی او را تأیید می کند و او را از همه کسانی که قبلاً آمده بودند متمایز می کند.
بورس بزرگ
انجیل راه حل خدا برای بزرگترین مشکل ماست.
بدهی ما
هیچ مقدار از اعمال نیک نمی تواند گناه ما را برطرف کند. ما از نظر روحی در برابر خدای مقدس ورشکسته هستیم.
پرداخت او
عیسی چیزی را پرداخت که ما نتوانستیم. او جای ما را گرفت و عاقبت گناه ما را بر دوش گرفت تا عدالت راضی شود و رحمت آزاد شود.
آزادی ما
از طریق او، ما نه تنها بخشیده می شویم، بلکه آشتی می کنیم. ما عدالتی را دریافت می کنیم که از آن ما نیست، بلکه هدیه او به ماست.
مقبره خالی
هر پیامبر دیگری مرده است. قبر آنها شناخته شده و مورد احترام است. اما عیسی مسیح متفاوت است.
مرگ نتوانست او را نگه دارد. او در روز سوم از مردگان برخاست و قدرت گناه را برای همیشه شکست. قبر خالی او رسیدی است که خداوند پرداخت خود را برای ما پذیرفته است.
"من آن زنده هستم. من مرده بودم و حالا ببین من تا ابد زنده ام!"
